محمد ابراهيمى وركيانى
71
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
در آغاز رسالت حضرت ، يهوديان نمىتوانستهاند به اين سرعت در جريان وحى قرار گيرند تا چنين سؤالاتى را مطرح سازند . حقيقت اينكه ، اين انقطاع - چنانكه از لحن سوره ضحى پيداست - براى كاستن سنگينى بار وحى و ازدياد شوق بيشتر براى دريافت آن بوده است . « 1 » در واقع سورهء ضحى پس از انقطاع وحى نازل شده و در اين سوره پيامبر نهتنها مورد ملامت قرار نگرفته ، بلكه به عالىترين صورت مورد دلجويى قرار گرفته ؛ تا جايى كه به او وعده شفاعت عظيمى در قيامت نيز داده شده است . آغاز دعوت عمومى پيامبر اسلام بعد از بعثت بهمدت سه سال افرادى را به صورت خصوصى به اسلام فرا خواند و در اين مدت جمعى به دو ايمان آوردند ، تا اينكه پس از نزول آيات 214 تا 216 سورهء شعرا ، دعوت عمومى حضرت آغاز شد . در اين راستا ، ايشان نزديكترين بستگان خود ، يعنى بنىهاشم را به خانه خويش دعوت نمود و با آنان دربارهء سه مطلب مهم سخن گفت : معاد ، رسالت خويش و امامت على ( ع ) . اين حادثه مقارن بود با يوم الأنذار كه پيامبر ( ص ) با فرياد همه مردم را مورد خطاب قرار داد ، ولى در دعوت از بنىهاشم ، جز آنها كسى حضور نداشته است . « 2 » اين حادثه كه شايد يكى از مهمترين حوادث دوران بعثت بوده ، در كتب تاريخ و سيره و تفسير از سوى مورخان بزرگ شيعه و اهلسنت گزارش شده ، ولى متأسفانه در بيان آن كمدقتى شده است ؛ نكتهاى كه شايد با سياست قدرت اموى و عباسى بىارتباط نباشد . ازاينرو بسيارى از
--> ( 1 ) . زمخشرى از ابنعباس در تفسير آيه « إِنَّا سَنُلْقِى عَلَيكَ قَوْلًا ثَقِيلًا » چنين آورده كه بههنگام وحى ، پيامبر بهشدت احساس سنگينى مىكرد و از عايشه نيز نقل مىكند كه در روز بسيار سرد ، پيامبر در حالت وحى عرق مىكرد . ( زمخشرى ، كشاف ، ج 4 ، ص 638 ) فخر رازى نيز در تفسير كبير مىنويسد : « اگر پيامبر ( ص ) در حال نزول وحى سوار بر شتر بود ، سنگينى وحى شتر را از راه رفتن بازمىداشت . » در روايت ديگرى آمده كه اگر سوار بر قاطر بود ، شكم آن نزديك به زمين مىرسيد . بنابراين در چنين شرايطى انقطاع وحى براى تسكين روحى و جسمى و ذوق و شوق بيشتر او طبيعى مىنمايد . اين دوران به روايت ابنعباس پانزده روز و به قولى 25 روز بوده و برخى نيز زمان بيشترى را ذكر كردهاند . ( فخر رازى ، تفسير كبير ، ج 10 ، ص 684 ) ( 2 ) . همان ، ج 29 ، ص 210 .